تبليغاتX
موسيقي اصيل ايران



زندگی نامه استاد فرهنگ شریف
 
*****

استاد فرهنگ شریف در سال ۱۳۱۰ در آمل دیده به جهان گشود و در دوران کودکی همراه با

خانواده به شهر ری عزیمت کرد و در مدرسه دارالفنون به تحصیل پرداخت.

از آنجا که خانواده او اهل فرهنگ و هنر بودند و پدرش دکتر حبیب اله خان شریف از شاگردان

 علی اکبر شهنازی بود و همچنین علاقه وافر فرهنگ شریف به موسیقی باعث شد تا او از

سن ۱۰ سالگی به فراگیری در نواختن تار روی آورد. نخستین استاد وی عبدالحسین شهنازی

و تنها شاگرد وی بود.

فرهنگ شریف ردیف را نزد علی اکبر شهنازی آموخت ودر سال ۱۳۲۵ برای اولین بار به رادیو

رفت وبا دکتر شاپور نیاکان و صبا همکاری کرد و پس از آن در سال ۱۳۲۹ همکاری خود را با

مهدی خالدی و سپس با برنامه های گلها و برگ سبز آغاز نمود.

فرهنگ شریف در بسیاری از کنسرتها و برنامه های فرهنگی جهت شناساندن موسیقی اصیل

ایرانی حضور داشته است که از مهمترین آنها عبارتند از رایان فرانسه - موزیک سنتر لوس

آنجلس - برلین- سالزبورگ مسکو- کندی سنتر واشنگتن و همچنین در سال ۱۹۷۱ نواخته

هایی  از اثار استاد توسط یونسکو به شکل صفحه موسیقی در جهان منتشر و پخش شد.

استاد شریف در نواختن تار صاحب سبک و ابتکاری خاص میباشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم خرداد 1388ساعت 7:9 بعد از ظهر  توسط محمدي   | 



سنتور ،سازی کهن



بدون تردید, سنتور یکی از کهن ترین سازهای ایرانی است که حتی برخی ابداع آن را به فارابی نسبت

می دهند. شاید این روایت, چندان صحت نداشته باشد, ولی همینکه نام این ساز بارها و بارها در کتب

قدیمی , در اشعار قدما و همینطور تصویر آن نیز در حجاریهای شوش دیده می شود, نشان از قدمت

طولانی این ساز است.

به طور یقین می توان گفت که در طول تاریخ پرفراز و نشیب موسیقی ایرانی, سنتور یکی از پرطرفدارترین

سازها در بین مردم بوده است و آن هم بدلیل صدای زیبا و دلربای این ساز است. نوای دلنشینی که

پیوند دهنده قلب آدمی با رفیع ترین احساسات معنوی و آسمانی است...



ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم اردیبهشت 1388ساعت 6:24 بعد از ظهر  توسط محمدي   | 



 

متن قسمتی از سخنرانی استاد پرویز یاحقی در مراسم بزرگداشت

 

 استادان حبیب الله بدیعی و حسن گل نراقی

 

 

روزی در منزل من جمع بودیم سال 1336 روانش شاد آقای مهدی خالدی هم بودند

. و یکی از خوانندگان مشهور خانم هم تشریف داشتند ناگهان در زدند . عرض کنم

که : در رو باز کردیم مرحوم استاد بدیع زاده بودند و در کنار ایشون هم آقای حسن گل

نراقی که من اعتقاد دارم که اینها روحشون به آسمان رفته و در درونم در من حالتی

هست که زیاد اعتقاد ندارم که مثل سایر مردم زیر خاک می روند اعتقادم این است که

اینها به آسمان می روند به هر حال ....اقای گل نراقی آمدند تو و دیدند ما مشغول کار

هستیم با سوابق موسیقی که با هم داشتیم و می دیدند که من این همه کار دارم

خواستند که یه سر برم تا رادیو و اونجا یه برنامه آزمایشی ضبط کنم . به هر حال من

هم به دلیل اینکه از سن 16 17 سالگی با آقای گل نراقی دوست بودیم قبول کردم و

خوب این خاطره یادم هست که نت آهنگ خودم رو دادم دست مرحوم آقای خالدی

لطف کنید شما این کار رو ادامه بدید تا من یه سری برم رادیو برگردم به اتفاق آقای

گل نراقی و آقای بدیع زاده که هر دو روحشان شاد باد به رادیوی آنروز که در میدان

ارگ یا 15 خرداد امروز قرار داشت رفتیم و روزی هم بود که 3 بعد از ظهر بود خیلی

هم خلوت بود تصادفا آقای مشیر خان شهردار را اونجا دیدیم و من به حسن گفتم که

با نبودن ارکستر و نبودن امکانات چه جور می توانیم این مسئله رو ضبط کنیم . ایشون

گفتند که من خودم ضبط رو می گیرم دستم و با هم همکاری می کنیم از آقای مشیر

همایون هم که روحشون شاد اونجا حضور داشتند خواهش کردم که پشت پیانو

بشینند .. و به هر حال همتون شنیدید قطعه ای آزمایشی در اون لحظه با ساز من و

صدای مرحوم حسن جان و پیانو آقای مشیر همایون ضبط شد و قرار شد که در

شورای رادیو مورد بررسی قرار بگیره و پخش بشه و این برنامه در جمعه بعد در "

برنامه شما " از رادیو پخش شد . و نفوذ صدای شادروان گل نراقی رو می خوام بهتون

عرض بکنم آنچنان سر و صدائی به پا کرد که بارها و بارها که اقای گل نراقی آمدند و

حتی دوستان یادشون هست که با ارکستر هم خوندند ولی اون اثری رو که اون

برنامه آزمایشی که همون مرا ببوس معروف هست و همتون شنیدید و می دانید

اون اثر رو دیگر نتوانست بگذارد و این خاطره رو که خود حسن عزیز مطمئنم روح پاکش

ناظر این جمع ما و حضار ما هست همیشه وقتی به ما می رسید و در جمع دوستان

همیشه این رو بازگو می کرد می گفت که : بله در فلان روز بعد از ظهر رفتیم به رادیو

و یک کار آزمایشی کردیم و غرضم از بازگو کردن این داستان این است که شایعات و

گفته هائی در اطراف خود این مراببوس در جامعه پیش آمد که متاسفانه هیچکدام با

واقعیت منطبق نبود شاعر این ترانه هم اقای دکتر حیدر رقابی بودند که چند سال

پیش به ابدیت پیوستند یکی از دوستان نزدیک آقای ترقی و من بودند و همکاران .. و

آهنگ این ترانه هم سالها پیش قبل از اینکه ما این کار رو اجرا بکنیم در فیلمی

بوسیله یکی از خوانندگان خانم اجرا شده بود اما صدای گرم حسن گل نراقی و اون

سلیقه خاصی که به خرج داد در این اثر چنان روی مردم تاثیر گذاشت که شاید 35

سال از این قضیه می گذره این نوار تازگی خودش رو حفظ کرده و همیشه مورد علاقه

همه بوده است . این را از این جهت گفتم که حاضرین خانم ها و اقایون روشن بشوند

 

 

 

منبع وبلاگ استاد حبیب اله بدیعی

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 8:40 بعد از ظهر  توسط محمدي   | 



چگونه گوشه ها را بشناسيم ؟

اين پرسش بسياري از نو هنرآموزان است که چگونه مي توان گوشه ها را از همديگر باز شناخت ؟

اصولا مي توان گوشه را به سه دسته تقسيم کرد :

گوشه هاي اصلي : که بر يک نت ويژه تاکيد مي کنند .

از آنجا که گام هر دستگاهي طبيعتا از هفت نت تشکيل مي شود هر دستگاهي مي تواند داراي هفت

گوشه اصلي نيز باشد که هميشه اولين گوشه را که تاکيد بر اولين نت گام ميکند را " درآمد " مي نامند و

گوشه هاي ديگر را گذشتگان بر اساسي که علت بسياري از آنها متاسفانه امروزه بر ما نامعلوم است

نامگذاري کرده اند . براي مثال نت دوم گام ماهور گوشه " داد " ناميده شده است .

ولي البته جاي بعضي گوشه ها نيز مانند جدول تناوبي مندليف که نخست بسياري از خانه هاي آن

خالي بود و سپس کشف شد اکنون خالي است براي نمونه استاد وزيري براي نت دوم گام چهارگاه

گوشه اي اختراع کرده اند ( نقل قول و اجرا از آقاي کيوان ساکت در برنامه نيستان راديو فرهنگ )

وبژگي گوشه هاي اصلي اين است که خود داراي گوشه هاي فرعي مي باشند مثلا :

گوشه چکاوک در همايون شامل ني داوود، گوشه حجار در ابو عطا شامل چهار پاره

گوشه هاي مرکب نوازي :

از اين گوشه ها براي تغيير دستگاه استفاده ميشود ، مانند :

گوشه دلکش در ماهور براي رفتن به شور

گوشه شکسته در ماهور و بيات ترک براي رفتن به افشاري

گوشه راک در ماهور براي رفتن به بيات اصفهان

گوشه عشاق در اصفهان براي رفتن به شور

گوشه هاي ريتميک :

اين گوشه ها خود بر دو نوع هستند :

الف - گوشه هائي که داراي ساختار ملوديک و ريتم هستند و مي توان آنها را در غالب بسياري از

دستگاهها و گوشه هاي اصلي ديگر اجرا کرد مانند گوشه هاي : کرشمه و چهار پاره و زنگوله و مثنوي و

ساقي نامه و عراق و ...

ب  گوشه هائي که داراي ريتم هستند ولي فقط در يک دستگاه و گوشه خاص اجرا مي شوند ، مانند :

رامکلي در ابوعطا ، ليلي مجنون و بختياري در همايون ، سوز و گداز در اصفهان ، شهابي و مهرباني در

بيات ترک و ...

گوشه كرشمه :

بطور ساده اين گوشه داراي وزن شعري " مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلات " است

که مثلا اين اشعار را ميتوان براي آن در نظر گرفت :

کهن شود همه کس را به روزگار ارادت

مگر مرا که همان مهر اول است و زبادت

چو بشنوي سخن اهل دل مگو که خطاست

سخن شناس نئي دلبرا خطا اينجاست

که ميتوان آن را در همه دستگاه ها و همه گوشه ها اجرا کرد

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 11:49 قبل از ظهر  توسط محمدي   | 



دوستان گرامی سلام

 از اینکه چند وقتی  به علت مسایل و مشکلاتی که برایم پیش آمد ودر خدمت شما نبودم عذر خواهی

می کنم و به زودی مطالبی را  ارائه می کنم .

موفق باشید

در ضمن پیشاپیش سال جدید که انشا الله سال پر برکت و خوبی برای تمام دوستان باشد را تبریک

می گویم ...

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1387ساعت 12:25 بعد از ظهر  توسط محمدي   | 



دوستان گرامی به مناسبت سالگرد در گذشت استاد مسلم ویلن مرحوم یاحقی

 قطعه شعری را که استاد معینی کرمانشاهی در وصف ایشان سروده است

را برایتان در وبلاگ می گذارم امید است مورد استفاده عزیزان قرار بگیرد.

 

                   

پرويز برخيز

 

اي خسروپرويز،بپا خيزكه پرويز                 بهتر زنكيساي توزد سازدلاويز

برخيزوازاوبشنو،شوري كه بپا كرد              درحلقه ي عشاق كه شد ولوله آميز

وي چشم پرازاشك من ازياد رفيقان              هردم زغم رفتنشان سيل فرو ريز

طاووس مرانغمه اوچترهنربست                 هر پرده آهنگش ازمن چوگل آويز

ديگرنه جوانم من وپرويز وبديعي                تجويدي ورام ومن شيداي سخن بيز

چون برق شدي نازل وچون برق برفتي         سهراب به مركب نزد اين تندي مهميز

فرياد از اين بودن وآنگاه نبودن                   گلباربهاران وگل رو بي پاييز

موسيقي وشعري كه بهم دوخته بوديم            آن روزنشاط آوروامروز غم انگيز

معناي سكوت تو پيامي است زسا زت           چون باربد وپرويزدرمردن شبديز

اي مام هنرصبرتوبايست به قرني                 تا بطن توترتیب دهد پنجه پرويز

چنگيز،هنرمند نوازانه هجومش                  اي عصرهنرسوزتوراشرم زچنگيز

چل سال ازاين پيشترك مرد هنرها               چون بود زنشرهنرملی  پرهيز

پرويزتو تنها نشدي دفن دراين خاك              خاموش شد وخاك به سرسازتوهم نيز

من سوختم وسوختم وسوختم ازرنج             لب تشنه سازتوام اي نابغه برخيز

 

استاد : معینی کرمانشاهی

 

 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم دی 1387ساعت 11:11 قبل از ظهر  توسط محمدي   | 



 

قيچك يا غيچك و يا غژك

 ،،،،،

 

قيچك يا غيچك و يا غژك, ساز نسبتا مهجوري‌است كه عليرغم اينكه سالها در گروه‌هاي مختلف از جمله اركستر سازهاي ملي (استاد پايور) و عارف و شيدا مورد استفاده قرار گرفته‌است, كمتر به عنوان تكنواز و يا همنواز آواز مطرح شده ‌است.

قیچک لفظی ترکی است و به معنی آواز با گریه و ته گلو می باشد. در نوشته ها, از سابقه حضور قیچک در دوره های ساسانی و دوره ای بعدی صحبت شده است. [۱
]


طبق نظر استاد خالقي, غيچك سازي است شبيه به كمانچه با آرشه (كمانه) كه از چند تار مو تشكيل شده‌است و تعداد سيمهاي آن را بيشتر از كمانچه ذكر مي‌كنند


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 11:34 قبل از ظهر  توسط محمدي   | 



خنیاگری و موسیقی ایرانی

 

*****



از آثاری که از تمدن ملل قدیم به یادگار مانده, می توان گفت که ایران در موسیقی, از کشورهای معاصر خود مانند سومر, بابل, مصر و یونان عقب تر بوده است و شاید علت اصلی آن بوده که در ایران برخلاف دیگر کشورها, موسیقی در مراسم مذهبی بکار گرفته نمی شده و در واقع موسیقی خاص مذهبی وجود نداشته است.

«
هرودوت» مورخ یونانی, می نویسد: " تشریفات مذهبی در ایران, بدون موسیقی صورت می گرفته است." بعد از حمله اسکندر در زمان سلوکیان و اشکانیان, ایران تحت تاثیر تمدن یونانی واقع شد و به نظر می آید که در موسیقی ایران تحولی صورت گرفت
.

در تاریخ کهن ایران, واژه ای به نام «گوسان» و «گوسان نواگر» آمده که به معنی نوازنده و خواننده است. یک مورد در ویس و رامین (ویرایش مجتبی مینوی) آمده و گویای روایتی کوتاه است. در آنجا وقتی که شاه, به همراه برادرش, ویس و همسر خود در بزمی حاضر هستند, یک گوسان نواگر مشغول خنیاگری است. آواز او درباره درخت بلندی است که بر زمین سایه گستره و زیر آن درخت, چشمه ای است درخشان با ریگهای ته آب. یک گاو گیلی در کنار آن می چرخد و گوسان در حال خواندن, آواز خود را اینگونه پایان می دهد: مانا که این درخت همچنان گسترده باشد, آب از چشمه برآید و گاوگیلی همیشه در کنار آن بچرخد. که آواز زیبای او گویای اعتبار موسیقی در آن دوران بسیار کهن بوده است
.

اچ. دبلیو. بیلی, مورخ غربی, مورد دیگری از این واژه, که گویای اعتبار موسیقی گذشته است, را می نویسد. بهرام گور معتقد است که احوال جهان, خوب و خوش است در صورتی که مردمان در کنار رامشگران و خنیاگران, روزگار سپری کنند. او از پادشاه هند, گوسان (خواننده) خوب درخواست نمود که حدود دوازده هزار مطرب زن و مرد به ایران آوزد. این مطلب در محمع التواریخ نیز به نحوی آورده شده است. در آنجا آمده که لوریان که هنوز به جایند, از نژاد همان خنیاگران هندی هستند
.






ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  جمعه یکم آذر 1387ساعت 9:25 قبل از ظهر  توسط محمدي   | 



موسیقی در دوران ساسانیان

٪٪٪٪٪

گستره امپراتوری ساسانی

دوره حکومت ساسانیان بالغ بر چهارصد سال بطول انجامید و این عصر را در میان اعصار تاریخ ایران پیش از اسلام، درخشانترین دوره موسیقی نام نهاده اند. در این دوره قدرت متمرکز به جای قدرتهای پراکنده در ایران حاکمیت یافت و با تمرکز قدرت و جذب تدریجی ارباب هنر به دربار، زمینه رشد، پیشرفت و پرورش هنرمندان، بویژه موسیقیدانان فراهم آمد.
بطوری که در تاریخ ایران آمده است این تنها نام مشاهیر هنری دوره ساسانی است که باقیمانده و از مشاهیر دوره های قبل، حتی نامی هم در بین نیست. تا جایی که عده ای به وجود نوابغ علوم و هنر در ایران تا پیش از این اعتقاد ندارند و ایرانیان قدیم را تنها افرادی که دارای استعداد نظامی و اقتصادی بودند، می شناسند


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آبان 1387ساعت 7:56 بعد از ظهر  توسط محمدي   | 



 

زندگی نامه ی شادروان احمد مهران

٫٫٫٫٫

 

خانه ی احمد مهران در دهه ی 1320 محفل استادانی نظیر ابوالحسن صبا,حسین تهرانی,مرتضی محجوبی,حسین یاحقی,ارسلان درگاهی,استاد روح الله خالقی,عبدالحسین شهنازی (پسر آقا حسینقلی استاد مسلم تار) شده بود.بعدا در دهه ی 1330 استادان موسیقی مانند علی تجویدی,فرامرز پایور,جلیل شهناز,احمد عبادی,عطاء الله مجد (دایی لطف الله مجد),پرویز یاحقی,حبیب الله بدیعی,به مهمانان اضافه شدند و با نهایت گرمی پذیرائی می شدند.خوانندگان معروف آن تاریخ از قبیل استاد غلامحسین بنان,جلال الدین تاج اصفهانی,حسین قوامی,دکتر مهدی فروغ,عبدالوهاب شهیدی,داریوش رفیعی,و گاهگاهی عبدالعلی وزیری و خاطره پروانه (اقدس خاوری) که کمتر به خانه ی کسی می رفتند,به سراغ وی می آمدند و آنقدر خصوصیت پیدا کرده بودند که بدون تعیین وقت قبلی,اوائل شب زنگ خانه اش را به صدا در می آوردند.به اصطلاح سرزده داخل می شدند و تا نیمه های شب در خانه ی احمد می ماندند و هنرنمائی می کردند و بدون هیچ تکلفی این کار را انجام می دادند


ادامه مطلب...
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت 9:8 بعد از ظهر  توسط محمدي   |